الویه

لغت نامه دهخدا

( الویة ) الویة. [ اَل ْ وِ ی َ ] ( ع اِ ) ج ِ لِواء. ( دهار ) ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). ج ِ لِواء. علمهای فوج یعنی نشانهای لشکر. ( از غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). رجوع به لِواء شود:
گوید بخور کت نوش باد این جام می از بامداد
ای ازدر ملک قباد با تاج و تخت و الویه.منوچهری.و الویه از مساعدت نصرت و ظفر افراخته شده. ( جهانگشای جوینی ). || ج ِ لِوی ̍. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به لِوی ̍ شود.

فرهنگ معین

(اَ یِ ) [ ع. الویة ] (اِ. ) جِ لوا، پرچم ها.

فرهنگ عمید

= لوا
نوعی سالاد که از سیب زمینی، خیارشور، تخم مرغ آب پز، گوشت مرغ یا کالباس، نخودفرنگی، روغن زیتون، سس مایونز، و آب لیمو تهیه می شود.

فرهنگ فارسی

پرچمها، جمع لوائ
( اسم ) جمع لوا درفشها بندها.
جمع لوائ بمعنی علمهای فوج یعنی نشانه های لشکر.

ویکی واژه

الویة
جِ لوا؛ پرچم‌ها.

جمله سازی با الویه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون بر فراز چنگ لوا گیرد او به جنگ هر گوشه از جُیوش نگون گردد الویه

💡 پالود جان خویش به پالویهٔ بلا پیمود عمر خویش به پیمانهٔ زمان

💡 گوید: بخور کت نوش باد، این جام می در بامداد ای از در ملک قباد با تخت و تاج و الویه

💡 ابوفراس علوم زمانش را نزد ابن خالویه و دیگران از حمدانیان فراگرفت. هنگامی که شانزده ساله شد، سیف‌الدوله او بر ولایت منبج و حران گمارند و وظیفهٔ دفاع از شمال بر ضد روم و دفع قبیله‌های بدوی که از حمدانیان سرمی‌تافتند، بر عهده‌اش نهاد.

ارور یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز