اعتماد داشتن به معنای باور قلبی و اطمینان درونی انسان نسبت به صداقت، توانایی یا درستکاری فرد، گروه یا یک موقعیت است که باعث میشود شخص بدون تردید و با آرامش خاطر به آن تکیه کند. این مفهوم یکی از پایههای مهم روابط انسانی به شمار میرود و نقش اساسی در شکلگیری ارتباطات سالم و پایدار دارد، زیرا زمانی که اعتماد وجود داشته باشد، افراد میتوانند با اطمینان بیشتری با یکدیگر تعامل کنند. اعتماد داشتن به دیگران به این معناست که فرد انتظار دارد رفتار طرف مقابل بر اساس صداقت، مسئولیتپذیری و احترام باشد و همین انتظار باعث کاهش نگرانی و شک در روابط میشود. در زندگی اجتماعی، اعتماد موجب افزایش همکاری، همدلی و هماهنگی میان افراد میگردد و جامعه را به سمت آرامش و پیشرفت هدایت میکند. از نظر روانشناختی، اعتماد داشتن به دیگران یا به خود، احساس امنیت درونی ایجاد میکند و به فرد کمک میکند تا تصمیمهای بهتری در زندگی بگیرد. اعتماد همچنین به معنای تکیه کردن بر تواناییهای خود نیز هست، به طوری که فرد به قابلیتهای شخصی خود برای رسیدن به اهدافش باور داشته باشد. زمانی که اعتماد وجود نداشته باشد، روابط انسانی دچار تزلزل شده و شک و تردید جای آن را میگیرد و این موضوع میتواند ارتباطات را تضعیف کند. اعتماد داشتن یک فرآیند تدریجی است که بر اساس تجربه، شناخت و رفتارهای گذشته شکل میگیرد و به یکباره به وجود نمیآید. حفظ اعتماد نیازمند صداقت، پایبندی به قولها و رفتار مسئولانه است، زیرا کوچکترین بیاعتمادی میتواند آن را خدشهدار کند.
اعتماد داشتن
لغت نامه دهخدا
اعتماد داشتن. [ اِ ت ِ ت َ ] ( مص مرکب )تکیه داشتن. ثقه داشتن. مطمئن بودن. متکی بودن. اطمینان داشتن: و امیر محمود بر وی [ ابوالحسن دبیر ] اعتماد تمام داشت. ( تاریخ بیهقی ص 245 ). و همچنان دربسته بخریدندی بی آنک بگشادندی از آنک بر بیاعان اعتماد داشتندی. ( فارسنامه ابن البلخی ص 146 ).
گر ظهوری بعقل دربنداست
بر جنون دارد اعتماد چه غم.ظهوری ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
تکیه داشتن. ثقه داشتن. مطمئن بودن.
ویکی واژه
~ (به کسی یا چیزی)
اعتقاد داشتن به اینکه یک نفر خوب، روراست، درستکار، غیره است: او به دوستش اعتماد دارد.
جمله سازی با اعتماد داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سیوم تکیه کردن بر ضمان اللَّه در کار روزی. چهارم صبر کردن بر بلاها و رنجها. چون بدین درگاهها گذشتی قنطرها پیش آید: اول قنطره رضا، بحکم اللَّه رضا دادن و آن را گردن نهادن، و از راه اعتراض برخاستن. دوم قنطره توکل است، بر خدا اعتماد داشتن و او را بپناه و پشت خود گرفتن و وکیل خود شناختن. سیوم قنطره شکر است، نعمت اللَّه بر خود بشناختن، و آن نعمت در طاعت وی بکار بردن.