اصلاحگر

مترادف‌ها

مصلح، اصلاح‌کننده

متضادها

مفسد، ویرانگر

فرهنگستان زبان و ادب

{reformer} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] فردی که برای انجام اصلاحات در جامعه تلاش می کند

ویکی واژه

اصلاحگر (جمع اصلاحگر‌ها)
(علوم سیاسی و روابط بین‌الملل) فردی که برای انجام اصلاحات در جامعه تلاش می‏کند.

جمله سازی با اصلاحگر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تورج اتابکی نجم‌آبادی را مجتهدی با گرایش بابی می‌داند که تلاشش برای عرضهٔ مفاهیم غربی حقوق، آزادی‌ها و ترقی فردی، و پیشرفت فناورانه غرب در برابر افول ایران برای مخاطب ایرانی بر سکوتش در خصوص گرایش بابیش افزود. تأکید بر هویت ناب اسلامی و اعتقاد به آموزه‌های اجتماعی قرآن به عنوان بنیان‌های اصلاحگری اصیل اسلامی او این سکوت را تشدید کرد.

💡 آقا محمدخان قاجار قوانلو قاجار ملقب به کاشف‌السلطنه و مشهور به چایکار (زاده ۱ فروردین ۱۲۴۴ – درگذشته ۳۱ فروردین ۱۳۰۸)، دیپلمات، اصلاحگر، نویسنده، مشروطه خواه دوره قاجار و پهلوی بود. او نخستین کسی است که کشت چای را در ایران رواج داد و به همین دلیل «پدر چای ایران» خوانده می‌شود.

💡 او به عنوان یک اصلاح‌گر اجتماعی شناخته می‌شد که همواره تلاش می‌کرد تا ساختارهای قدیمی و ناکارآمد را برای رسیدن به عدالت اجتماعی تغییر دهد.

💡 در تاریخ مدرن، بسیاری از اصلاح‌گران تلاش کردند تا با ایجاد تغییرات تدریجی، از وقوع انقلاب‌های خونین و ناگهانی در کشورهای در حال توسعه جلوگیری کنند.

💡 آن سیاست‌مدار برجسته، اصلاح‌گر بزرگی در نظام آموزشی بود که با تغییر برنامه‌های درسی، نگاه دانش‌آموزان را به دنیای جدید و علم بازسازی کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران