اخلالگر
مترادفها
مخل، آشوبگر، برهمزننده
متضادها
نظمدهنده، ساماندهنده
فرهنگ عمید
کسی که در کاری یا امری اخلال می کند، آن که نظم و امنیت جامعه را برهم می زند.
فرهنگ فارسی
کسی که درکاری یاامری اخلال کند، آنکه نظم کارهارابرهم بزند
جمله سازی با اخلالگر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرکز کنترل ماهوارهٔ «هاتبرد ۸» بر روی مانیتورهای کنترل خود میبیند که چگونه امواج اخلالگر بهسوی ماهواره فرستاده میشود، اما از دست آنها کاری بر نمیآید. شرکت اویتلسات با یک نرمافزار مخصوص به نام «سات - آیدی» حتی محل فرستادن این پارازیتها را که در تهران است مشخص کرده و به آژانس ملی فرکانس فرانسه نیز در این زمینه شکایت کردهاست.