اشنع

لغت نامه دهخدا

اشنع. [ اَ ن َ ] ( ع ص ) زشت: یوم اشنع؛ روز بد و زشت. ( منتهی الارب ). شنیع. شَنِع. || ( ن تف )شنیعتر. زشت تر. بدتر و قبیح تر. ( آنندراج ) ( غیاث ).
اشنع. [ اَ ن َ ] ( اِخ ) ابن عمروبن طریف. پدر قبیله ای بود. ( از منتهی الارب ).

فرهنگ معین

(اَ نَ ) [ ع. ] (ص تف. ) زشت تر، ناهنجارتر، بدتر، قبیح تر، اشنع اعمال.

فرهنگ عمید

۱. شنیع تر، زشت تر، قبیح تر.
۲. ناهنجارتر.

ویکی واژه

زشت تر، ناهنجارتر، بدتر، قبیح تر، اشنع اعمال.

جمله سازی با اشنع

💡 اشاعوا لنا فی الحیّ اشنع قصّة و کانوا لنا سلما فصاروا لنا حربا

💡 اشاعوا لنا فی الحی اشنع قصة و کانوا لنا سلما فصاروا لنا حربا.

منه یعنی چه؟
منه یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز