استعظام

لغت نامه دهخدا

استعظام. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) بزرگ شمردن. ( منتهی الارب ) ( زوزنی ). بزرگ دیدن کسی را. ( منتهی الارب ): پس یمین الدوله محمود را استعظام کرد و شفیع شد تااز سر انتقام برخیزد. ( ترجمه تاریخ یمینی نسخه خطی متعلق به کتابخانه مؤلف ص 25 ). || بزرگ آمدن. ( زوزنی ). || بزرگی کردن. تکبر کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). بزرگ منشی نمودن. ( منتهی الارب ). || مُعظم چیزی گرفتن. ( منتهی الارب ).

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع. ] ۱ - (مص م. ) بزرگ شمردن، بزرگ داشتن. ۲ - (مص ل. ) بزرگ منشی و تکبر کردن.

فرهنگ عمید

بزرگ شمردن، بزرگ دانستن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - بزرگ شمردن بزرگ داشتن. ۲ - بزرگ منشی کردن.

ویکی واژه

بزرگ شمردن، بزرگ داشتن.
بزرگ منشی و تکبر کردن.

جمله سازی با استعظام

💡 إِلی‌ شَیْ‌ءٍ نُکُرٍ منکر فظیع لم یروا مثله فینکرونه استعظاما. قرء ابن کثیر نکر بسکون الکاف و الآخرون بضمها و هو الشی‌ء الکریه المنکر.

💡 بَلْ عَجِبْتَ وَ یَسْخَرُونَ ای عجبت من تکذیبهم و هم یسخرون من تعجّبک و قیل: عجبت من انکارهم شأنک مع معاینتهم انشقاق القمر و آیات النبّوة و اعجاز القرآن و هو قوله عزّ و جلّ: وَ إِنْ کانَ کَبُرَ عَلَیْکَ إِعْراضُهُمْ. قرأ حمزة و الکسائی: «بل عجبت» بضمّ التّاء و هی قراءة ابن عباس و ابن مسعود: قال الحسین بن الفضل: العجب من اللَّه ارکان الشی‌ء و تعظیمه و قیل: العجب من اللَّه استعظامه ادّعاهم علیه الشرکاء فقد یکون بمعنی الانکار و الذم و قد یکون بمعنی الاستحسان و الرّضا کما جاء فی الحدیث: «عجب ربکم من شاب لیست له صبوة» و جاء فی الحدیث: «عجب ربّکم من الّکم و قنوطکم و سرعة اجابته ایّاکم».

دریاب یعنی چه؟
دریاب یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز