از سر نهادن

مترادف‌ها

کنار گذاشتن، رها کردن

متضادها

از سر برداشتن، برداشتن

فرهنگ معین

( ~. سَ. نَ دَ ) (مص م. ) از یاد بردن، از سر بیرون کردن.

ویکی واژه

از یاد بردن، از سر بیرون کردن.

جمله سازی با از سر نهادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سری و سروری از سر نهادن چو زلف خویش سر بر باد دادن

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران