از پس کردن
مترادفها
از عهده آمدن، انجام دادن
متضادها
از پس نیامدن، ناتوان بودن
فرهنگ معین
( ~. پَ. ک دَ )(مص ل. ) پشت - سر نهادن.
ویکی واژه
پشت - سر نهادن.
جمله سازی با از پس کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عمر چیست از مرگ بیرون زیستن مرگ از پس کردن اکنون زیستن