فرهنگ معین
(اَ نِ ) [ ع - فا. ] ۱ - (ق. ) مانند ادیبان. ۲ - (ص. ) ادبی، مربوط به ادبیات.
(اَ نِ ) [ ع - فا. ] ۱ - (ق. ) مانند ادیبان. ۲ - (ص. ) ادبی، مربوط به ادبیات.
۱. مانند ادیبان، ادیب مانند، به روش ادبی.
۲. (صفت ) دارای فنون ادب، ادبی.
۱ - مانند ادیبان: ادیبانه سخن گفت. ۲ - ( صفت ) ادبی مربوط بادبیات: بیانات ادیبانه.
مانند ادیبان.
ادبی، مربوط به ادبیات.
💡 شوقی ضیف (ص ۶۰۶–۶۰۸) آنجا که به گزارش و تحلیل رواج غزلسرایی در دوران حکومتهای محلی سدههای ۴ و ۵ق میپردازد، با استشهاد به برخی از اشعار ابن هندو، توانایی او را در سرودن قطعات غزلگونه و بهرهگیری از مفاهیم تازه و معانی ابتکاری میستاید. از نثر ادیبانهٔ ابن هندو، فصلی از رسالهٔ هزلیهٔ او (نک: آثار) و بخشی از کلمات قصار وی که برگرفته از حکمتها و پند و اندرزهای پیشینیان است، در منابع موجود، آمدهاست (نک: بیهقی، ۸۷–۸۸).