ابوالعجب

لغت نامه دهخدا

ابوالعجب. [ اَ بُل ْ ع َ ج َ ] ( ع ص مرکب، اِ مرکب ) خداوند شگفتی. ( قاضی محمد دهار ). مشعوذی. ( اساس البلاغه زمخشری ). مشعبد. حقه باز. تردست. چشمبند. بوالعجب. بُلعجب. و منصور ابوالعجب یکی از آنان است که برای معتمد خلیفه بازی کرده و ابن الندیم صاحب الفهرست نیز لعب حقه او دیده است. و رجوع به بلعجب شود.

فرهنگ معین

( ~. عَ جَ ) [ ع. ] (ص مر. ) ۱ - هر چیز که شگفتی آورد. ۲ - شعبده باز.

فرهنگ فارسی

( صفت اسم ) شگفتی آورد
خداوند شگفتی

ویکی واژه

هر چیز که شگفتی آورد.
شعبده باز.

جمله سازی با ابوالعجب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اسرار عشقت از در گفت و شنید نیست سری است ابوالعجب که نه کس گفت و نه شنید

💡 آن داستان قدیمی که همه ما شنیده‌ایم، در واقع ماجرایی ابوالعجب و بسیار عجیب بود که تا مدت‌ها در ذهن مردم باقی ماند.

💡 کشف این پدیده علمی جدید در اعماق اقیانوس، موضوعی ابوالعجب بود که دانشمندان را در سراسر جهان با هیجان و تعجب زیاد مواجه کرد.

💡 او با بیان خاطرات عجیب و ابوالعجب خود از سفرهای دوردست، توانست مخاطبان را به شدت مجذوب و شیفته داستان‌های پرماجرای خود کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران