لغت نامه دهخدا
( آبراهام ) آبراهام. ( اِخ ) رجوع به ابراهیم شود.
ابراهام. [ اَ ] ( اِخ ) صورتی از نام حضرت ابراهیم پیغمبر علیه السلام.
( آبراهام ) آبراهام. ( اِخ ) رجوع به ابراهیم شود.
ابراهام. [ اَ ] ( اِخ ) صورتی از نام حضرت ابراهیم پیغمبر علیه السلام.
صورتی از نام حضرت ابراهیم پیغمبر علیه السلام است.
اسم: آبراهام (پسر) (عبری) (تلفظ: abraham) (فارسی: آبراهام) (انگلیسی: abraham)
معنی: ابراهیم، پدر جماعت بسیار یا پدر عالی مقام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابرهه بن صباح حبشی حاکم یمن در قرن ششم میلادی از طرف پادشاه حبشه بود. او فردی حبشی است که گفته میشود ابرهه لفظ حبشی ابراهیم یا ابراهام است. کنیه وی «أبویکسوم» و به علت جراحت بینی اش در جنگی که با اریاط در یمن نمود به «اَشرَم» نیز معروف میباشد.
💡 نظریه زمینساخت صفحهای نخستین بار توسط ابراهام اورتلیوس ارائه شد. او دلیل خود برای این فرضیه را همانندی حاشیه قاره آمریکا و آفریقا بیان کرد و بر این باور بود که جدایی قارهها توسط لرزهها و سیلابها انجام شدهاست.