لغت نامه دهخدا
( آگنده گوش ) آگنده گوش. [ گ َ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) رجوع به آکنده گوش شود.
( آگنده گوش ) آگنده گوش. [ گ َ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) رجوع به آکنده گوش شود.
( آگنده گوش ) (گَ دِ ) (ص. مر ) اندرزناپذیر.
( آگنده گوش ) ۱. آن که گوش شنوا ندارد، کر.
۲. کسی که به پند و اندرز گوش ندهد، اندرزناپذیر: پریشیده عقل و پراگنده هوش / ز قول نصیحت گر آگنده گوش (سعدی۱: ۱۰۳ ).
آگندهگوش
اندرز ناپذیر. بیاعتنا به سخنان و اندرزهای دیگران. پریشیده عقل و پراگنده هوش/ ز قول نصیحتگر آگنده گوش «سعدی»
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غالب زبان بریده و آگنده گوش نیست اما دماغ گفت و شنودش نمانده است
💡 دلم موج خون می زند لب خموش ملامت روان و من آگنده گوش