آویزگاه

مترادف‌ها

دار، چوبه دار، محل اعدام

ویکی واژه

(قدیم): جای چنگ زدن. جای گرفتن دست. مستمسک. آویزگاهی یابد که روز درماندگی، او را فریاد رسد. «محمدبخاری»

جمله سازی با آویزگاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عصای او چو شد آویزگاهم خلاصی داد از گرداب و چاهم

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران