آمیغه

لغت نامه دهخدا

( آمیغه ) آمیغه. [ غ َ / غ ِ ] ( ن مف / نف ) آمیخته. || ( اِمص ) بضاع. وِقاع. ( برهان ).

فرهنگ معین

( آمیغه ) (غِ ) (اِمص. ) ۱ - آمیزش. ۲ - مباشرت، مجامعت.

فرهنگ عمید

( آمیغه ) ۱. آمیخته، مخلوط.
۲. (اسم مصدر ) آمیزش، مجامعت.

ویکی واژه

آمیزش.
مباشرت، مجامعت.

جمله سازی با آمیغه

💡 «وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَیاةِ الدُّنْیا» مثل زن ایشان را و جهان ایشان را و آرایش آن را، «کَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ» چون آبی که فرو فرستادیم آن را از آسمان، «فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ» بر رست از آمیغهای گوناگون که از زمین روید بآن آب، «فَأَصْبَحَ هَشِیماً» پس آنک رست و آراست خشک گشت و گفته، «تَذْرُوهُ الرِّیاحُ» باد آن را در هوای برد پراکنده، «وَ کانَ اللَّهُ عَلی‌ کُلِّ شَیْ‌ءٍ مُقْتَدِراً (۴۵)» و اللَّه تعالی بر همه برد و آورد تواناست، فراخ توان.

باایمان یعنی چه؟
باایمان یعنی چه؟
ایزابل یعنی چه؟
ایزابل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز