آمرانه
مترادفها
دستوری، تحکمآمیز، اجباری
متضادها
خواهشگونه
لغت نامه دهخدا
( آمرانه ) آمرانه. [ م ِ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) چون آمر.
فرهنگ معین
( آمرانه ) (مِ نِ ) (ق مر. ) تحکم آمیز.
فرهنگ عمید
( آمرانه ) مانند آمر، همچون آمران، مانند فرماندهان.
فرهنگ فارسی
( آمرانه ) مانند آمران همچون فرماندهان: آمرانه سخن میگوید.
مانند آمر، همچون آمران، مانندفرماندهان
ویکی واژه
مانند دستور دهندهها یا توأم با امر و فرمان. تحکم کننده. با صدای آمرانهای که مو لایش نمیرفت گفت... «جمالزاده»