لغت نامه دهخدا
الیات. [ اَ ل َ ] ( ع اِ ) ج ِ اَلیَة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به اَلیَة شود.
الیات. [ اَ ل َ ] ( ع اِ ) ج ِ اَلیَة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به اَلیَة شود.
جمع الیه
~ به قلم هرودوت، باستانیترین شاه لیدی. به گزارش هرودوت جنگی میان هوخشتره شاه ماد و آلیات در کرانه رود هالیس (قزلایرمان) درگرفت که شش سال بطول انجامید.
~ قبایل تنبل و همیشه در خواب و استراحت در گویش بهاری آلیات در تاپِل دِلهِ گَل دِلهَ ایل بخوابها پیدا شدند آمدند[۱].
↑ چون عشایر صحراگرد در طول سال ییلاق قشلاق میکردند بنابر این گاهی حضور و گاهی غیب میشدند.