آفت زدگی
مترادفها
آفتزدگی
لغت نامه دهخدا
( آفت زدگی ) آفت زدگی. [ ف َ زَ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) چگونگی آفت زده.
ویکی واژه
آفتزدگی
وضع و حالت آفت زده، زبان دیدگی، بلا، مصیبت. آفت زدگی و تباهی زندگی درونی من. «میرصادقی»
جمله سازی با آفت زدگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سرسبز نگردید هر آن دانه که کشتیم پا بسته آفت زدگی حاصل ما بود