فرهنگ معین
(مُ بَ. زَ دَ ) [ ع - فا. ] (حامص. ) ۱ - در رنج و بلا بودن. ۲ - ماتم زدگی. ۳ - بدبختی، بیچارگی.
(مُ بَ. زَ دَ ) [ ع - فا. ] (حامص. ) ۱ - در رنج و بلا بودن. ۲ - ماتم زدگی. ۳ - بدبختی، بیچارگی.
ماتم زدگی، در رنج و بلا بودن.
۱- در رنج و بلا بودن. ۲ - ماتم زدگی تعزیت داری. ۳ - بدبختی بیچارگی.
در رنج و بلا بودن.
ماتم زدگی.
بدبختی، بیچارگی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن دل که به هجر تو ز آرام برآید زودش به مصیبت زدگی نام برآید