آغاز سفر
مترادفها
شروع سفر
متضادها
پایان سفر
فرهنگستان زبان و ادب
آغاز سفر
{beginning of the journey} [گردشگری و جهانگردی] تاریخ و ساعت ارائۀ اولین خدمت گردشگری به مسافر مطابق با قرارداد
ویکی واژه
تاریخ و ساعت ارائۀ اولین خدمت گردشگری به مسافر مطابق با قرارداد.
جمله سازی با آغاز سفر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 طلبکار خدا را منزل از ره دورتر باشد به دریا چون رسد سیلاب آغاز سفر باشد
💡 از درت چون ساختم ساز سفر کردم از آنجا چو آغاز سفر
💡 با نزدیک شدن به زمان آغاز سفر، تمامی وسایل مورد نیاز چمدانها را چک کردیم تا در طول مسیر دچار مشکل یا کمبود نشویم.
💡 لحظه آغاز سفر همیشه با ترکیبی از هیجان و اضطراب همراه است، چرا که ما را به سوی تجربههای جدید و ناشناختهای هدایت میکند.
💡 برنامهریزی دقیق برای آغاز سفر، از جمله انتخاب مسیر مناسب و تهیه نقشه، باعث میشود که گردشگران با آرامش بیشتری به مقصد برسند.