آسمان سنج
واژه «آسمانسنج» از ترکیب دو واژه «آسمان» و «سنج» ساخته شده و به معنای کسی یا چیزی است که آسمان را اندازهگیری، بررسی یا مطالعه میکند. این واژه در زبان فارسی بیشتر جنبه ادبی، علمی و گاه شاعرانه دارد و معمولاً برای اشاره به ستارهشناسان، منجمان یا ابزارهایی به کار میرود که برای شناخت آسمان، ستارگان، حرکت سیارات و پدیدههای آسمانی استفاده میشوند. «سنج» در زبان فارسی به معنای اندازهگیرنده، ارزیاب یا بررسیکننده است و هنگامی که با واژه «آسمان» ترکیب میشود، مفهوم بررسی اسرار و ویژگیهای آسمان را به ذهن میآورد. در گذشته، آسمانسنجی بخش مهمی از دانش نجوم و تقویمنگاری بود و دانشمندان با مشاهده ستارگان و حرکت اجرام آسمانی، زمان، فصلها و جهتها را تعیین میکردند. به همین دلیل، واژه «آسمانسنج» میتوانست به فردی دانشمند و آگاه به علم ستارهشناسی اشاره داشته باشد که به مطالعه افلاک و جهان بالا میپرداخت. این واژه علاوه بر معنای علمی، در شعر و ادبیات فارسی نیز گاه به صورت نمادین استفاده شده و برای توصیف انسانی به کار رفته است که ذهنی بلند، اندیشهای ژرف و نگاهی فراتر از امور عادی دارد. در برخی نوشتههای ادبی، «آسمانسنج» کنایه از انسانی جستوجوگر و حقیقتطلب است که میخواهد رازهای جهان و هستی را بشناسد. از نظر ساختار زبانی نیز این ترکیب نمونهای از واژهسازی فارسی است که با پیوند دو واژه ساده، مفهومی تازه و روشن پدید آورده است. امروزه اگرچه این واژه کمتر در گفتار روزمره استفاده میشود، اما همچنان در متون ادبی، علمی و تاریخی قابل مشاهده است و حالتی فاخر و دانشی دارد. در مجموع، «آسمانسنج» به کسی یا ابزاری گفته میشود که به مطالعه، اندازهگیری و شناخت آسمان و پدیدههای آن میپردازد و در معنای گستردهتر، نماد اندیشه بلند و جستوجوی دانایی نیز به شمار میآید.
مترادفها
ارتفاعسنج
فرهنگ معین
( آسمان سنج ) ( ~. سَ ) (ص فا. ) طالع بین.
ویکی واژه
طالع بین.
جمله سازی با آسمان سنج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آستانت را خرد با آسمان سنجید و یافت عرش آن را در نشیب وفرش این را برفراز
💡 بسی بچرید هرگاه آسمان سنجد غلامی او بر پادشاهی سنجر
💡 در ترازوی آسمان سنجی باز جُستند سیم ِ دَهپنجی