آتشکش
ابزار آتشکش، که با نامهای گوناگون در زبان فارسی شناخته میشود، وسیلهای است کاربردی با طراحی ساده اما کارآمد. این ابزار معمولاً از یک بخش فلزی سرپهن و مستحکم تشکیل شده که به دستهای بلند متصل است. وظیفه اصلی آن، جابجایی و بیرون کشیدن مواد داغ مانند زغال گداخته یا اخگرها از درون اجاقها، منقلها و تنورهاست. علاوه بر این، آتشکش در تنورها برای به هم زدن و تنظیم حرارت آتش نیز به کار میرود و به کاربر امکان کنترل بهتر شعله را میدهد.
در گویشهای منطقهای ایران، معانی واژه آتشکش یا واژههای مشابه آن، دایره معنایی وسیعتری یافته است. به عنوان مثال، در گویش تونی و گویش گنابادی، آتشکش به ابزاری اشاره دارد که برای جمعآوری و جابجایی خاکستر یا خاکروبه به کار میرود؛ چیزی شبیه به خاکانداز. این کاربرد نشاندهنده انعطافپذیری زبان و انطباق آن با نیازهای روزمره در مناطق مختلف است.
لغت نامه دهخدا
( آتش کش ) آتش کش. [ ت َ ک َ / ک ِ ] ( اِ مرکب ) افزاری که بدان آتش در تنور آشورند.
فرهنگ فارسی
( آتش کش ) نام ابزاری که بدان آتش در تنور آشورند
ویکی واژه
ابزاری سرپهن و دستهدار که با آن آتش و زغال گداخته از بخاری و منقل بیرون میکشند. ابزاری که با آن آتش را در تنور به هم میزنند.
اَتِشْ کَشْ: در گویش تونی و گویش گنابادی یعنی خاک انداز، خاکروبه،
(قدیم): وسیلهای برای قلعهگشایی؛ وسیلهای که در زمان باستان برای انتقال آتش از محلی به محل دیگر از آن سود میجستند.
جمله سازی با آتشکش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بس که ظلمت بود و تاریکی ز پیش میندید آتشکشی را پیش خویش
💡 من نلافم ور بلافم همچو آب نیست در آتشکشیام اضطراب
💡 این چنین آتشکشی اندر دلش دیدهٔ کافر نبیند از عمش