کلمهی «آزگار» در فارسی به معنای کامل، تمام، دراز، طولانی و مداوم است و در متون کهن و فرهنگهای لغت مختلف آمده است؛ مثالهایی مانند «شش ماه آزگار» و «یک سال آزگار» نشاندهنده مدت زمان کامل و مداوم است. در ادبیات کلاسیک فارسی، این واژه برای بیان استمرار، طولانی بودن زمان و تکمیل امور به کار رفته است و به طور کلی، نماد تمامیت و استمرار است. کاربرد رایج آن در مکالمه روزمره است و کمتر در متون ادبی و رسمی دیده میشود؛ نمونه کاربرد آن در زبان محاوره «سه ماه آزگار خوابیدیم»، یعنی سه ماه کامل و مداوم. بنابراین، این کلمه هم اشاره به کامل بودن و تمامیت دارد و هم بیانگر درازا و استمرار زمان است. این واژه نزدیکی معنایی با اصطلاحاتی مانند تمام، کامل، دراز و مداوم دارد و بار معنایی آن در توصیف طول زمان ملموس است.
آزگار
لغت نامه دهخدا
( آزگار ) آزگار. [ زِ ] ( ص ) تمام. کامل. تخت. شمرده. اَجْرَد. آزاد. جَرْداء: شش ماه ِ آزگار. یک سال آزگار.
فرهنگ معین
( آزگار ) (زَ یا زِ ) (ق. ) (عا. ) کامل، تمام، دراز، طولانی.
فرهنگ عمید
( آزگار ) ۱. تمام، کامل.
۲. دراز، طولانی، مداوم: یک سال آزگار، شش ماه آزگار.
فرهنگ فارسی
( آزگار ) کامل تمام: یک سال آزگار.
تمام و کامل
تمام، کامل، درازوطولانی، مانندیک سال آزگار
ویکی واژه
زمانی دراز بهطور مداوم، تمام و کمال.
آزِگار : در گویش گنابادی یعنی لعنتی، بی فایده، بی حاصل، از دست رفته، حرام شده.
کامل، تمام، دراز، طولانی.
جمله سازی با آزگار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «... دردسرتون ندم، تمام این اهل پامنار ریختن سر ما... بند پای منو گاز میگرفتن که بخورم زمین تا بریزن منو بکشن... رفتیم خلاصه بیمارستان رضانور سه ماه آزگار خوابیدیم و یه روز دیدیم کاشانی، خدا رحمتش کنه، اومد بیمارستان، جون شما... گفتم: «آقا، بچه محلات پای منو، همه رو گاز گرفتن.» گفت:«این پدرسوخته ها مثل سگ میمونن!» آره شوخیام میکرد! آدم شوخی بود.»