آثار پیدا

مترادف‌ها

نشانه‌های آشکار، شواهد نمایان

متضادها

آثار پنهان، آثار مستور

فرهنگستان زبان و ادب

آثار پیدا
{contaminated-visible prints} [علوم نظامی] آثاری که براثر تماس انگشتان آغشته به خون یا مواد آرایشی یا جز آن بر سطوح تمیز باقی می ماند

ویکی واژه

آثاری که براثر تماس انگشتان آغشته‌ به خون یا مواد آرایشی یا جز آن بر سطوح تمیز باقی می‌ماند.

جمله سازی با آثار پیدا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 صفات عقل از آثار پیداست هم اوصاف طبیعت بس هویداست

💡 شهنشاهی‌ که ‌گر خواهد ضمیر عالم‌ آرایش بر انگیزد ز پنهانی همه آثار پیدایی

💡 هم آثار پیدا نبودی بسی خطوط کهن را نخواندی کسی

💡 پس از انجام حفاری‌های گسترده در منطقه باستانی، آثار پیدا و مشخصی از تمدن‌های اولیه در میان لایه‌های خاک و سنگ یافت شد.

💡 با بررسی دقیق اسناد قدیمی، آثار پیدا و ملموسی از حضور این گروه تجاری در مسیر جاده ابریشم در تاریخ این شهر دیده می‌شود.

💡 در بررسی‌های پزشکی انجام شده، آثار پیدا از بیماری‌های مزمن در بدن مومیایی‌های کشف شده در مقبره پادشاهان باستانی مشاهده گردید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران