آبلهکوب
لغت نامه دهخدا
( آبله کوب ) آبله کوب. [ ب ِ ل َ / ل ِ ] ( نف مرکب ) آنکه تلقیح مایه آبله کند.
فرهنگ عمید
( آبله کوب ) کسی که مایۀ آبله را به بدن دیگران تلقیح کند.
فرهنگ فارسی
( آبله کوب ) ( صفت ) کسی که مای. آبله را تزریق کند آنکه مای. آبله تلقیح کند.
آنکه تلقیح مایه آبله کند
ویکی واژه
(پزشکی): آنکه آبلهکوبی میکند.
وسیلهای که با آن آبلهکوبی میکنند.
جمله سازی با آبلهکوب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آبله از دیرهنگام بشر را آزار داده و باعث مرگ و کوری بسیاری از انسانها شده است. به گونهای که آبلهکوبی موضوعی مهم در سدههای گذشته بهشمار میآمد که هم از نظر دگرگونیهای پزشکی، هم از لحاظ تغییرات سیاسی و اجتماعی قابل بررسی است. این پدیده از طرفی تاریخ علم را بیان میدارد و از جهت دیگر چالشهایی را آشکار میکند که طبابت بومی و مردم بعضی از جوامع در رویارویی با راهکارهای دانش پزشکی نوین داشتهاند.[۱]