آبدار کردن

مترادف‌ها

شیرین کردن، مرطوب کردن

متضادها

خشک کردن

فرهنگستان زبان و ادب

آبدار کردن
{hydration} [شیمی] وارد کردن مولکول های آب در یک ترکیب جامد که به صورت مجتمع در کنار آن ترکیب قرار می گیرد

ویکی واژه

وارد کردن مولکول‌های آب در یک ترکیب جامد که به‌صورت مجتمع در کنار آن ترکیب قرار می‏گیرد.

جمله سازی با آبدار کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پیش از تجاری شدن روش مونسانتو، بیشتر اسید استیک از طریق اکسایش استالدئید تولید می‌شد. این روش به عنوان دومین روش مهم تولید پابرجا مانده‌است، هر چند که کربن‌دارکردن متانول در آن، چندان مقرون به صرفه نیست. استالدئید را می‌توان از طریق اکسایش بوتان یا نفتا یا آبدار کردن اتیلن به‌دست آورد.

💡 در متون ادبی و کنایی، گاهی از عبارت آبدار کردن برای توصیف فرآیند متقاعد کردن کسی با استفاده از صحبت‌های بسیار شیرین و فریبنده به منظور رسیدن به هدفی خاص استفاده می‌شود.

💡 او با استفاده از وعده‌های دروغین و صحبت‌های بسیار دلنشین، سعی داشت با آبدار کردن مشتری، او را متقاعد کند که این کالای بی‌ارزش را با قیمتی بالا بخرد.

💡 سیاستمداران گاهی با استفاده از شعارهای جذاب و آبدار کردن برنامه‌های انتخاباتی خود، سعی می‌کنند حمایت مردمی را برای رسیدن به قدرت و جایگاه‌های سیاسی جلب نمایند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران