آب گشاده

مترادف‌ها

آب جاری، آب روان

فرهنگ معین

( آب گشاده ) (بِ گُ دِ ) (اِمر. ) شراب زبون و کم کیف، بادة کم اثر.

فرهنگ فارسی

( آب گشاده ) ( اسم ) شراب زبون و کم کیف باد. کم اثر.

ویکی واژه

شراب زبون و کم کیف، بادة کم اثر.

جمله سازی با آب گشاده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ز«ده مویز» نخواهم از این سپس گندم ولیک خواهم آب گشاده را ز مویز

💡 زر به بهای می جوینه مکن گم آتش بسته مده به آب گشاده

💡 ز بسکه ماند دل و چشم من در آتش و آب گشاده در دل و در چشم من بر آتش و آب

💡 تابوت و تخت کاهو آب گشاده تاهو عیب و غزال آهو گند آوری گرازی

💡 ای مهر تو بر سینهٔ من مهر نهاده ای عشق تو از دیدهٔ من آب گشاده

💡 در روستا‌های دورافتاده، دسترسی به آب گشاده و سالم یکی از بزرگترین چالش‌هایی است که زندگی مردم را با دشواری مواجه می‌کند.

💡 کشاورزان برای آبیاری محصولات خود در فصول خشک، به شدت به جریان آب گشاده در رودخانه‌ها و نهرهای اصلی منطقه وابسته هستند.

💡 برای حفظ سلامت بدن و جلوگیری از بیماری‌های مختلف، همیشه توصیه می‌شود که مصرف آب گشاده و پاک در برنامه غذایی روزانه باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران