لغت نامه دهخدا
فانق. [ ن ِ ] ( ع ص ) نازک اندام: املد فانق؛ نازک خوش عیش. ( منتهی الارب ). رجوع به فُنُق شود.
فانق. [ ن ِ ] ( ع ص ) نازک اندام: املد فانق؛ نازک خوش عیش. ( منتهی الارب ). رجوع به فُنُق شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تپه فانفین ۱ مربوط به دوره ساسانیان است. در شهرستان قزوین، بخش رودبار شهرستان، روستای فانقین واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۷۹ با شمارهٔ ثبت ۳۱۹۲ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 تپه فانفین ۲ مربوط به دوره ساسانیان است. در شهرستان قزوین، بخش رودبار شهرستان، روستای فانقین واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۷۹ با شمارهٔ ثبت ۳۱۹۳ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.