آب پیکر

فرهنگ معین

( آب پیکر ) (پِ یْ کَ ) (اِمر. ) ۱ - ستاره، کوکب. ۲ - روشنایی صور فلکی.

فرهنگ فارسی

( آب پیکر ) ( اسم ) ۱ - ستاره کوکب. ۲ - روشنایی صور فلکی نور صورتهای سماوی.

ویکی واژه

ستاره، کوکب.
روشنایی صور فلکی.

جمله سازی با آب پیکر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آب پیکر ملک را چون پای بگشادی برفت خواب هیئات، فتنه را چون دست بر بستی نشست

💡 شاهی که بود آب جهان، مهر مادرش گردید چاک چاک، لب آب پیکرش

💡 خاک وجود خصم هوای عدم کند از تیغ آب پیکر آتش فعال شاه

💡 از لطف همچو اشک شود آب پیکرش از پرده های چشم بود گر پرند او

💡 صبح است کمانکش اختران را آتش زده آب پیکران را

متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز