آب تنی
مترادفها
آب حمام، آب استحمام
فرهنگ معین
( آب تنی ) (تَ ) (حامص. ) شنا، غوطه خوردن در آب.
فرهنگ عمید
( آب تنی ) ۱. شست وشوی بدن در آب سرد.
۲. غوطه خوردن در آب.
فرهنگ فارسی
( آب تنی ) شستشوی تن در آب غوطه خوردن در آب.
شستشوی بدن در آب سرد، غوطه خوردن در آب
ویکی واژه
آب تنی
شنا کردن یا شستن بدن در آبِ معمولا سرد.
جمله سازی با آب تنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 «وقتی دروغ و حقیقت با هم راه میرفتند، به چشمهای رسیدند. دروغ به حقیقت گفت: " لباس خود را درآوریم و در این چشمه آب تنی کنیم." حقیقت ساده دل چنین کرد، در آن لحظه که در آب بود، دروغ، لباس حقیقت را از کنار چشمه برداشت و پوشید و به راه افتاد. حقیقت، پس از آبتنی ناچار شد برهنه به راه افتد؛ از آن روز ما حقیقت را برهنه میبینیم، اما بسا اوقات دروغ را هم ملاقات میکنیم که متأسفانه لباس حقیقت پوشیدهاست؛ و طبعاً حقانیّت خود را در نظر ما به تلبیس ثابت میکند…!»
💡 انجام یک آب تنی گرم در پایان یک روز کاری بسیار خستهکننده، میتواند تمام تنشهای عضلانی و استرسهای ذهنی شما را از بین برده و آرامش بیاورد.
💡 در بسیاری از فرهنگهای قدیمی، آب تنی و استفاده از آبهای معدنی گرم به عنوان یک روش سنتی برای پاکسازی بدن و درمان بیماریهای مختلف شناخته میشد.
💡 قبل از رفتن به مهمانی یا قرار ملاقات مهم، یک آب تنی سریع و با استفاده از شویندههای خوشبو میتواند حس تازگی و تمیزی فوقالعادهای به شما بدهد.