فرهنگ معین
( آب آوردن ) (وَ دَ ) (مص ل. ) نوعی بیماری چشم که بر اثر پیری یا بیماری آب از چشم روان می گردد.
( آب آوردن ) (وَ دَ ) (مص ل. ) نوعی بیماری چشم که بر اثر پیری یا بیماری آب از چشم روان می گردد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آب آوردن زانو زانو هنگامی رخ میدهد که مایع زلالهای (سینوویال) بیش از حد در مفصل زانو تجمع یابد. این بیماری علل شایع بسیاری دارد، از جمله التهاب مفصل، آسیب رباطها یا منیسک، یا تجمع مایع در بورس (کیسه)، شرایطی که به عنوان بورسیت جلوکشککی شناخته میشود.
💡 گفت: این سنگریزه را که بدست دارم، در آب اندازم، آب شود. آب آوردند، چنان که گفته بود، بکرد. گفتندش: در سنگریزه حیله ای بود. سنگریزه ای دیگرت دهیم، آن را در آب حل بنمای.