x-irradiate

🌐 x پرتوافکنی کردن

با پرتو X تاباندن؛ در معرض اشعهٔ ایکس قرار دادن یک جسم/بافت.

فعل (با مفعول استفاده می‌شود) (verb (used with object))

📌 قرار گرفتن در معرض تابش به شکل اشعه ایکس.

جمله سازی با x-irradiate

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 The protocol warns never to x irradiate without shielding and dosimetry.

این پروتکل هشدار می‌دهد که هرگز بدون محافظ و دوزیمتری پرتودهی نکنید.

💡 Fruit flies that we x irradiate show distinct patterns of mutation.

مگس‌های میوه‌ای که ما تحت تابش اشعه ایکس قرار می‌دهیم، الگوهای جهش متمایزی را نشان می‌دهند.

💡 To study DNA repair, researchers chose to x irradiate cells at precise doses.

برای مطالعه‌ی ترمیم DNA، محققان تصمیم گرفتند سلول‌ها را با دوزهای دقیقی تحت تابش قرار دهند.