widow woman
🌐 زن بیوه
اسم (noun)
📌 یک بیوه.
جمله سازی با widow woman
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 Records list a widow woman paying rent on a tiny cottage by the mill.
در اسناد، نام یک زن بیوه آمده که اجاره یک کلبه کوچک کنار کارخانه را پرداخت میکرده است.
💡 A kindly widow woman kept a kettle always warm for neighbors.
یک زن بیوه مهربان، کتریاش را همیشه برای همسایهها گرم نگه میداشت.
💡 “This is the room of a widow woman,” Ms. Aziza said, gesturing to the dark two-room hovel where she lives on an abandoned construction site.
خانم عزیزه با اشاره به آلونک تاریک دو اتاقهای که در یک محل ساخت و ساز متروکه در آن زندگی میکند، گفت: «این اتاق یک زن بیوه است.»
💡 That widow woman could have started a school in there, the way I understood it.
آن زن بیوه میتوانست آنجا یک مدرسه راه بیندازد، آنطور که من فهمیدم.
💡 The ballad tells of a widow woman who shelters a traveler in a storm.
این تصنیف درباره زن بیوهای است که در طوفان به مسافری پناه میدهد.
💡 “You got that widow woman interested,” he laughed.
خندید و گفت: «تو کاری کردی که اون زن بیوه بهت علاقه نشون بده.»