velocimeter
🌐 سرعت سنج
اسم (noun)
📌 هر یک از ابزارهای مختلف برای اندازهگیری سرعت، مانند سرعت موج در آب یا سرعت صوت در هوا.
جمله سازی با velocimeter
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 A laser velocimeter mapped flow across the nozzle.
یک سرعتسنج لیزری، جریان را در سراسر نازل نقشهبرداری کرد.
💡 Wind-tunnel data relied on a precise velocimeter grid.
دادههای تونل باد بر اساس یک شبکه سرعتسنج دقیق بودند.
💡 The faulty velocimeter drifted until we recalibrated.
سرعتسنج معیوب تا زمانی که دوباره کالیبرهاش کردیم، منحرف میشد.