unwitty

🌐 بی عقل

بی‌مزه / بدون ذکاوت و شوخ‌طبعی؛ حرف/آدمی که حاضر جوابی و نکته‌سنجی ندارد.

صفت (adjective)

📌 باهوش یا زرنگ نیست؛ احمق؛ بی‌معنی

جمله سازی با unwitty

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 He ended with the insult: "Some MPs are unwitty."

او با توهین حرفش را تمام کرد: «بعضی از نمایندگان مجلس بی‌مغز هستند.»

💡 The celebrated wit's unwitty line: "My speedometer wasn't working."

جمله‌ی بی‌مزه و بی‌ادبانه‌ی آن بذله‌گو: «سرعت‌سنجم کار نمی‌کرد.»

💡 It's not unwitty stuff, but Thompson isn't amused.

این چیز بی‌مزه‌ای نیست، اما تامپسون اهل شوخی و خنده نیست.

کلمات مرتبط