typify
🌐 نمونه سازی
فعل (با مفعول استفاده میشود) (verb (used with object))
📌 به عنوان نمونهای معمول از؛ مثال زدن
📌 به عنوان نماد یا علامت چیزی عمل کردن؛ نماد چیزی بودن؛ از پیش نمایاندن.
📌 با یک نوع یا نماد نشان دادن
جمله سازی با typify
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 The decor typifies the elegance of royal residences.
دکوراسیون، ظرافت خانههای سلطنتی را نشان میدهد.
💡 Gothic architecture is typified by soaring rooflines and stained glass.
معماری گوتیک با سقفهای بلند و شیشههای رنگی مشخص میشود.
💡 He typified that Mancunian heart and sense of humour.
او نمونه بارز آن قلب و حس شوخ طبعی منچستری بود.
💡 He typifies what a professional athlete should be.
او نمونهای از چیزی است که یک ورزشکار حرفهای باید باشد.
💡 His heroic actions typified the courage of all the firefighters at the scene.
اقدامات قهرمانانه او نمونهای از شجاعت تمام آتشنشانان حاضر در صحنه بود.