titrimetric
🌐 تیترومتری
صفت (adjective)
📌 با استفاده یا به دست آمده از تیتراسیون.
جمله سازی با titrimetric
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 A titrimetric assay quantified chloride with minimal equipment.
یک روش تیتراسیون، کلرید را با حداقل تجهیزات اندازهگیری کرد.
💡 She compared titrimetric results with spectrophotometric data for validation.
او نتایج تیترسنجی را با دادههای اسپکتروفتومتری برای اعتبارسنجی مقایسه کرد.