tambala
🌐 تامبالا
اسم (noun)
📌 سکه برنزی و واحد پول مالاوی، یک صدم کواچا.
جمله سازی با tambala
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 “Meet me there in one hour, and bring twenty tambala.”
«یک ساعت دیگه اونجا منتظرم باش، و بیست تمبالا هم بیار.»
💡 The clerk counted tambala coins like rain on a tin roof.
منشی سکههای تمبالا را مثل باران روی شیروانی حلبی میشمرد.
💡 A handful of tambala paid for mangoes and a joke.
یک مشت تامبالا برای انبه و یک شوخی پرداخت شد.