structuralize

🌐 ساختارمند کردن

ساختارمند کردن؛ به چیزی شکل و نظم ساختاری دادن، یا آن را در قالب یک ساختار نظری/سازمانی تفسیر یا تنظیم کردن.

فعل (با مفعول استفاده می‌شود) (verb (used with object))

📌 به شکل چیزی درآوردن یا بخشی از یک سازه ساختن

جمله سازی با structuralize

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 Academics structuralize anecdotes into frameworks, a magic trick that helps grant committees nod.

دانشگاهیان حکایات را در چارچوب‌هایی ساختارمند می‌کنند، ترفندی جادویی که به کمیته‌ها کمک می‌کند تا با آنها موافقت کنند.

💡 We tried to structuralize the brainstorming notes, grouping stickies into themes that could earn roadmaps.

ما سعی کردیم یادداشت‌های طوفان فکری را ساختارمند کنیم و یادداشت‌های چسب‌دار را در قالب موضوعاتی دسته‌بندی کنیم که بتوانند نقشه راه ایجاد کنند.

کلمات مرتبط