stravage

🌐 تنگدستی

فعل (بدون مفعول استفاده می‌شود) (verb (used without object))

📌 اسکاتلندی، ایرلندی و شمال انگلستان، بی‌هدف پرسه زدن.

📌 پرسه زدن؛ قدم زدن

جمله سازی با stravage

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 Travelers who stravage discover bookshops that itineraries always miss.

مسافرانی که اهل گشت و گذار هستند، کتابفروشی‌هایی را کشف می‌کنند که در برنامه‌های سفر همیشه از قلم می‌افتند.

💡 On Sundays, locals stravage between cafés, exchanging weather and recipes.

یکشنبه‌ها، مردم محلی بین کافه‌ها پرسه می‌زنند و درباره آب و هوا و دستور پخت غذاها با هم صحبت می‌کنند.

💡 We decided to stravage through back lanes, trusting curiosity more than maps.

ما تصمیم گرفتیم از کوچه‌های فرعی عبور کنیم و به کنجکاوی بیشتر از نقشه‌ها اعتماد داشتیم.

کلمات مرتبط