strainer

🌐 صافی

صافی، آبکش، فیلتر؛ ابزاری که مایع را از جامد جدا می‌کند (مثل الک، صافی چای، آبکش ماکارونی).

اسم (noun)

📌 شخص یا چیزی که فشار می‌آورد. فشار.

📌 یک فیلتر، الک یا چیزی شبیه به آن برای صاف کردن مایعات صافی.

📌 یک کش یا سفت کننده.

جمله سازی با strainer

💡 Use a fine-mesh strainer to catch the lemon pulp.

برای گرفتن پالپ لیمو از یک صافی ریز استفاده کنید.

💡 The mechanic cleaned the fuel strainer before restarting the engine.

مکانیک قبل از روشن کردن مجدد موتور، صافی سوخت را تمیز کرد.

💡 A clogged strainer can starve the pump and cause cavitation.

گرفتگی صافی می‌تواند پمپ را از کار بیندازد و باعث کاویتاسیون شود.

💡 This method works with anything with holes, such as a straw hat, a strainer, a cheese grater or even a perforated spoon.

این روش با هر چیزی که سوراخ دارد، مانند کلاه حصیری، صافی، رنده پنیر یا حتی قاشق سوراخ‌دار، کار می‌کند.

💡 Simmer for at least 20 minutes, then strain through a fine cloth strainer or coffee filter.

حداقل ۲۰ دقیقه بجوشانید، سپس از یک صافی پارچه‌ای ریز یا فیلتر قهوه عبور دهید.

💡 Items like ice buckets and strainers should be sanitized regularly to keep them clean and looking their best.

وسایلی مانند سطل‌های یخ و صافی‌ها باید مرتباً ضدعفونی شوند تا تمیز بمانند و بهترین ظاهر خود را داشته باشند.

متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز