rootlet
🌐 ریشهچه
اسم (noun)
📌 کمی ریشه.
📌 شاخه کوچک یا ظریف ریشه
📌 یکی از ریشههای فرعی که پیچک یا گیاهان مشابه به وسیلهی آن به سنگها یا سایر تکیهگاهها میچسبند.
جمله سازی با rootlet
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 I believe it was the last, deepest rootlet of my denial, expelled.
فکر میکنم این آخرین و عمیقترین ریشهی انکار من بود که بیرون رانده شد.
💡 This native creeping vine uses small aerial rootlets to firmly attach itself to other plants or structures.
این گیاه رونده بومی از ریشههای هوایی کوچک برای اتصال محکم خود به گیاهان یا سازههای دیگر استفاده میکند.
💡 If it grows up a wall, it can damage stucco with its aerial rootlets.
اگر از دیوار بالا برود، میتواند با ریشههای هوایی خود به گچکاری آسیب برساند.
💡 Dalling noticed that the fronds were strongly embedded in the soil and had sprouted a network of rootlets.
دالینگ متوجه شد که برگها محکم در خاک فرو رفتهاند و شبکهای از ریشههای کوچک روی آنها جوانه زده است.
💡 And if the vines are cut off with clippers, some of the fuzzy rootlets will surely remain.
و اگر شاخهها با قیچی هرس شوند، مطمئناً برخی از ریشههای کرکدار باقی خواهند ماند.