phano
🌐 فانو
اسم (noun)
📌 فانون
جمله سازی با phano
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 The technician labeled a switch phano on the schematic, a stubborn shop shorthand nobody dared rewrite.
تکنسین روی شماتیک، یک کلید با برچسب فانو نوشت، یک خلاصهنویسیِ سرسختانهی کارگاهی که هیچکس جرأت بازنویسیاش را نداشت.
💡 There is Carthalon, who is thinking at present, I warrant, more of the match which he has made of his Arab steed against that of his comrade Phano, than of the matter in hand.
کارتالون هست که در حال حاضر، به گمان من، بیشتر به مسابقهای که بین اسب عربی خود و اسب رفیقش فانو برقرار کرده فکر میکند تا به موضوع مورد بحث.
💡 We traced the phano circuit to a dim indicator lamp that finally explained the mysterious flicker.
ما مدار فانو را تا یک چراغ نشانگر کمنور ردیابی کردیم که بالاخره سوسو زدن مرموز را توضیح داد.