parotic
🌐 پاروتیک
صفت (adjective)
📌 در اطراف یا نزدیک گوش قرار دارد.
جمله سازی با parotic
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 Swelling in the parotic region hinted at a duct obstruction rather than a generalized infection.
تورم در ناحیه پاروتیک به جای عفونت عمومی، نشاندهنده انسداد مجرا بود.
💡 The scan showed parotic gland enlargement without stones, pushing us toward autoimmune differentials.
اسکن، بزرگ شدن غدد پاروتید را بدون سنگ نشان داد که ما را به سمت تشخیصهای افتراقی خودایمنی سوق میدهد.
💡 Palpation of the parotic area revealed tenderness that mapped neatly onto the patient’s complaint.
لمس ناحیه پاروتیک، حساسیت به لمس را نشان داد که به طور دقیق با شکایت بیمار مطابقت داشت.