lyonnaise
🌐 لیونز
صفت (adjective)
📌 (در مورد غذا، مخصوصاً سیبزمینی سرخکرده) پخته شده با تکههای پیاز
جمله سازی با lyonnaise
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 There’s a sort of salade lyonnaise — I say sort of because the lardons you’d find in Lyon have been replaced by smoked eel.
یه جورایی سالاد لیونز هم هست — میگم یه جورایی چون جای لاردنهایی که تو لیون پیدا میکردن رو مارماهی دودی گرفته.
💡 We cooked potatoes lyonnaise, letting onions brown slowly until the kitchen smelled like patience and good decisions.
سیبزمینیها را با سس لیونز پختیم و گذاشتیم پیازها کمکم قهوهای شوند تا اینکه بوی صبر و تصمیمگیریهای خوب از آشپزخانه بلند شد.
💡 Next week, it will be trout grenobloise, and the one after will feature salade lyonnaise, with more to come.
هفتهی آینده، ماهی قزلآلا با سس گرینوبلوز سرو میشود و هفتهی بعد سالاد لیونز سرو خواهد شد و غذاهای بیشتری هم در راه است.
💡 It’s juicy, fruity and pure, and I imagine it would be deliciously refreshing with blood sausage, tripe and other essentials of cuisine lyonnaise.
آبدار، میوهای و خالص است، و تصور میکنم با سوسیس خون، سیرابی و سایر مواد ضروری آشپزی (لیونز) بسیار دلچسب و گوارا خواهد شد.
💡 First comes oeuf en meurette — poached eggs in a rich, red-wine sauce — and then a selection of charcuterie, wild boar terrine, lentil salad and salade lyonnaise, with its fat hunks of smoked bacon.
ابتدا oeuf en meurette - تخممرغهای آبپز در سس غلیظ شراب قرمز - و سپس مجموعهای از گوشت چرخکرده، تِرین گراز وحشی، سالاد عدس و سالاد لیونز به همراه تکههای پر از بیکن دودی سرو میشود.
💡 A lyonnaise sauce paired with steak turned a weeknight into a celebration without confetti.
سس لیونز همراه با استیک، یک شب وسط هفته را به جشنی بدون شیرینی و شکلات تبدیل کرد.