interstock
🌐 بین انبار
اسم (noun)
📌 پایهای که بین پایه زیرین و پیوندک پیوند زده شده است.
جمله سازی با interstock
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 Would you like me to continue with the remaining terms—from interstock through intervalometer—in the same longer style?
آیا مایلید که بقیهی عبارات - از interstock تا intervalometer - را به همان سبک طولانیتر ادامه دهم؟
💡 This interstock problem is a big problem.
این مشکل بین انباری، مشکل بزرگی است.