immixture
🌐 اختلاط
اسم (noun)
📌 عمل مخلوط کردن.
📌 حالت آمیخته بودن؛ درگیر بودن
جمله سازی با immixture
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 Mislabeling an herbal immixture can endanger patients with allergies; transparency saves lives.
برچسبگذاری نادرست یک ترکیب گیاهی میتواند بیماران مبتلا به آلرژی را به خطر بیندازد؛ شفافیت جان انسانها را نجات میدهد.
💡 The alloy’s strength depends on precise immixture, so operators document temperatures and batch origins meticulously.
استحکام آلیاژ به اختلاط دقیق بستگی دارد، بنابراین اپراتورها دماها و مبداء تولید را با دقت ثبت میکنند.
💡 Cultural festivals celebrate immixture, where recipes and rhythms evolve through contact rather than purity.
جشنوارههای فرهنگی، امتزاج را جشن میگیرند، جایی که دستور پختها و ریتمها از طریق تماس و نه خلوص، تکامل مییابند.
💡 The double error of unnecessary stealth and of the immixture of a trading company in political affairs, has vitiated, and in the end defeated, much German policy.
خطای دوگانهی پنهانکاری غیرضروری و دخالت یک شرکت تجاری در امور سیاسی، بخش زیادی از سیاستهای آلمان را تضعیف و در نهایت شکست داده است.
💡 The second held up the lost altar that they once called Sapphirus, which was like the changing of the sea and of the sky, and like the immixture of gold and silver.
دومی محراب گمشدهای را که زمانی آن را سافیروس مینامیدند، برپا نگه میداشت، محرابی که مانند تغییر دریا و آسمان و مانند آمیزش طلا و نقره بود.