immie

🌐 ایمی

«ایمی / ایمی»؛ اسلنگ برای immigrant («مهاجر»)، اغلب لحن عامیانه و گاهی تحقیرآمیز.

اسم (noun)

📌 عقیق

جمله سازی با immie

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 Jule took Immie’s passport and looked at the photograph next to her own face in the glass.

ژول گذرنامه ایمی را گرفت و به عکس کنار صورت خودش در شیشه نگاه کرد.

💡 The two of them had spent the day going through Immie’s kitchen, packing things as Patti had requested.

آن دو روز را صرف گشتن در آشپزخانه‌ی ایمی و بسته‌بندی وسایل طبق درخواست پتی کرده بودند.

💡 Immie had dragged her out to movies.

ایمی او را به سینما کشانده بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران