fragmentize

🌐 تکه تکه کردن

فعل: «به قطعات کوچک خرد کردن»؛ همان معنی fragmentate / fragment.

فعل (با مفعول استفاده می‌شود) (verb (used with object))

📌 (چیزی را) به قطعات کوچک تقسیم کردن؛ (چیزی را) از هم جدا کردن

فعل (بدون مفعول استفاده می‌شود) (verb (used without object))

📌 به تکه تکه شدن

جمله سازی با fragmentize

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 Authors who fragmentize narratives deliberately must give readers breadcrumbs generous enough to follow.

نویسندگانی که عمداً روایت‌ها را تکه‌تکه می‌کنند، باید به خوانندگان خرده‌ریزهای کافی برای دنبال کردن بدهند.

💡 If we fragmentize marketing campaigns, budgets evaporate into noise.

اگر کمپین‌های بازاریابی را تکه‌تکه کنیم، بودجه‌ها به هدر می‌روند.

💡 Don’t fragmentize your calendar with meetings; batch decisions and protect deep work.

تقویم خود را با جلسات تکه‌تکه نکنید؛ تصمیمات را دسته‌بندی کنید و از کار عمیق محافظت کنید.

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز