explosimeter
🌐 انفجارسنج
اسم (noun)
📌 دستگاهی برای اندازهگیری غلظت گازهای بالقوه انفجاری.
جمله سازی با explosimeter
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 Calibrating the explosimeter weekly kept readings trustworthy and everyone alive.
کالیبره کردن هفتگی دستگاه انفجارسنج، اعداد را قابل اعتماد و همه را زنده نگه میداشت.
💡 Crews carried an explosimeter into tunnels, checking methane levels before restarting equipment.
خدمه یک دستگاه انفجارسنج را به داخل تونلها بردند و قبل از راهاندازی مجدد تجهیزات، سطح متان را بررسی کردند.
💡 The log showed the explosimeter spiked near a junction, triggering evacuation and repairs.
گزارش نشان میداد که انفجارسنج در نزدیکی یک تقاطع به شدت فعال شده و باعث تخلیه و تعمیرات شده است.