enfetter
🌐 انفتر
فعل (با مفعول استفاده میشود) (verb (used with object))
📌 با زنجیر یا غل و زنجیر بستن
جمله سازی با enfetter
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 enfettered by debt, she was in no position to take early retirement
او که در بند بدهی بود، در موقعیتی نبود که بتواند زودتر از موعد بازنشسته شود.
💡 Fear can enfetter creativity; prototypes loosen knots better than pep talks.
ترس میتواند خلاقیت را به بند بکشد؛ نمونههای اولیه گرهها را بهتر از سخنرانیهای انگیزشی باز میکنند.
💡 Bureaucrats tried to enfetter the project, but citizen volunteers persisted kindly and effectively.
بوروکراتها سعی کردند مانع این پروژه شوند، اما شهروندان داوطلب با مهربانی و به طور مؤثر به کار خود ادامه دادند.
💡 Don’t enfetter teams with process for its own sake; keep rules light and liberating.
تیمها را صرفاً به خاطر خودِ فرآیند، درگیر محدودیت نکنید؛ قوانین را سبک و آزاد نگه دارید.